حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2373
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
به اين شهر هدايت مىكند ، از جلگههاى پرآذوقه و آب ميگذرد ( در اينجا مقتضى است بگوئيم ، كه پلوتارك اسم اين شهر را فراد نوشته ، ولى ديوكاسّيوس آن را پرسپه ناميده و سترابون گويد ( كتاب 11 ، فصل 13 ، بند 3 ) ، كه اسم آن ( ورا « 1 » ) است . راولينسن اين محل را با تختسليمان كنونى در آذربايجان مطابقت داده ( ششمين دولت بزرگ مشرق ، صفحه 201 ) . در باب مسافت هم توضيح ميدهيم ، كه مقصود ميل رومى است و آن معادل تقريبا يك كيلومطر و نيم فرانسوى يا يك ميل و نيم ايرانى موافق مقادير جديد مىباشد . م . ) . 4 - وقتى كه آنتونيوس به پرسپه رسيد ، ديد ، كه ديوارهاى آن محكم ، ولى عدّه ساخلو كم است . پس از آن پادشاه ماد با پادشاه پارت و قشون پارتى به زودى در رسيدند و بقدرى موقع شهر را محكم و آن را خارج از مخاطره ديدند ، كه حواس خود را به طرف ستاثيانوس متوجّه داشته و او را شكست داده كشتند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 49 ، بند 25 ) . 5 - دستههائى را ، كه آنتونيوس بچراگاه ميفرستاد ، دور از اردوى اصلى واقع ميشدند و پارتيها آنها را ريزريز ميكردند ( همانجا ، بند 26 ) . 6 - وقتى كه آنتونيوس پس از شكست ستاثيانوس و رفتن پادشاه ارمنستان و عدم بهرهمنديهاى ديگر ، در احوال بدى واقع شد و زمستان هم داشت درميرسيد ، به اين فكر افتاد ، كه عقب نشسته بارمنستان برود و چون هنوز راضى نميشد ، اعتراف كند ، كه شكست خورده اميدوار بود ، كه پارتيها در عوض عقبنشينى او بيرقها و اسراى رومى را ، كه در جنگ كراسّوس گرفته بودند ، پس خواهند داد . با اين نيّت مذاكرات را شروع و وقت را تلف كرد ، و حال آنكه پارتيها ميخنديدند . بالاخره ، وقتى كه ديد موسم پائيز دررسيده ، از حوالى پرسپه حركت و عقبنشينى را شروع كرد ( همانجا ، بند 27 ) . 7 - براى عقبنشينى دو راه متصوّر بود : راهى ، كه از طرف چپ جلگهها
--> ( 1 ) - Vera .